سيد علي اكبر قرشي

346

قاموس قرآن ( فارسي )

هموار و كار آسان . * ( « تَتَّخِذُونَ مِنْ سُهُولِها قُصُوراً وَتَنْحِتُونَ الْجِبالَ بُيُوتاً » ) * اعراف : 74 . سهول جمع سهل است يعنى در دشتها و هموارهاى زمين كاخها ميسازيد و از كوهها خانه ها مىتراشيد . اين لفظ بيشتر از يك مورد در قرآن نيست . سهم : * ( « فَساهَمَ فَكانَ مِنَ الْمُدْحَضِينَ » ) * صافات : 141 . سهم تير معروف و تير قرعه است مساهمه قرعه انداختن با يكديگر است يعنى يونس قرعه انداخت يا در قرعه شركت كرد و از مغلوبان شد . از مدحضين روشن مىشود غلبه شدگان بيشتر بوده و يونس يكى از آنها بوده است چنان كه در « دحض » گذشت . سهو : غفلت ( صحاح ) * ( « قُتِلَ الْخَرَّاصُونَ الَّذِينَ هُمْ فِي غَمْرَةٍ ساهُونَ » ) * خرّاص كسى است كه با ظنّ و تخمين سخن ميگويد . غمره آب بزرگى است كه محل خود را مىپوشاند و آن مثل است بر كثرت و وسعت جهالت يعنى خرّاصون نابود شدند همانكسانكه در ورطهء جهالت غافل مانده‌اند و از خبرهاى قيامت بى خبراند . * ( « فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ . الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ . ) * * ( الَّذِينَ هُمْ يُراؤُنَ » ) * ماعون : 4 - 6 . غفلت از نماز يك دفعه آنست كه شخص بعظمت و حقيقت آن توجه نكند . و يك دفعه اين است كه براى ريا و تظاهر بخواند مراد از آيه وجه دوم است بقرينهء * ( « الَّذِينَ هُمْ يُراؤُنَ » ) * . از اينكه هر دو آيه در مقام ذمّ است روشن مىشود كه اين غفلت تقصير است و بايد موجبات آن را از بين برد و در غفلت نماند . راغب گويد : سهو خطائى است كه از غفلت ناشى باشد اگر موجبات آن از انسان نباشد معفوّ است مثل ديوانه كه شخصى را دشنام ميدهد و در غير آن موأخذ است چون كسى كه مست مىشود و دشنام ميدهد . سوء : ( بضم س ) به دو بفتح آن بدى . بعبارت ديگر ، بضمّ سين اسم و بفتح آن مصدر است چنان كه در صحاح و قاموس و اقرب و المنجد گفته است ولى بيضاوى و زمخشرى